تبليغاتX
سرمای تابستون در قصر
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


سرمای تابستون در قصر









                                                    <<نظریادتون نره>>

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الکساندر  | 


بازم بعد از یه مدت سلام!!!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط الکساندر  | 


يک دسته گل، يک دانه شن

ترانه اين مجموعه اونارا نام دارد و ايم سه هيوم آن را به زبان کره باستان سروده است. بسياري از اهالي امروز کره هم از مفهوم آن سر درنمي آورند.

اين ترانه به سبک پانسوري سروده شده است. پانسوري سبکي از موسيقي کره اي است که در سلسله جيسون ظهور کرد و در قرن 19 از محبوبيت بسياري برخوردار بود. در اين سبک صداي خواننده و نوازنده درهم آميخته مي شود تا داستاني را در اين ميان نقل کند. ترجيع بند ترانه چو- ايمسائه ناميده مي شود و در پاناسوري سنتي نوازنده طبل آن را همراهي مي کند تا علاوه بر ضرباهنگ، ريتم هم به اثر بدهد. چو- ايمسائه متشکل از اصواتي به معني يا کلمات کوتاه با مضمون کلي تشويق است.

از آنجا که زبان ترانه بسيار قديمي است در مورد معني آن اختلاف نظر وجود دارد. اما يکي از تفسيرهايي که در مورد آن وجود دارد اين است که داستان دختري در آن نقل مي شود که مردي را دوست دارد که نمي تواند به او برسد از اين رو سرنوشتش را مي پذيرد و راه زندگي خود را در پيش مي گيرد.

در نسخه کره اي ترانه سه کودک کره اي که در مقطع دبستان درس مي خوانند و درس هاي موسيقي کلاسيک را نيز آموخته اند آواز پاياني هر قسمت را مي خوانند. در آلبوم موسيقي سريال نسخه ملايم تري از ترانه هم وجود دارد که اي دانگ- هوي خواننده موسيقي سنتي کره آن را خوانده است. وي فارغ التحصيل موسيقي کلاسيک کره از دانشگاه ملي سئول است.

اونارا نسخه هاي متعدد ديگري نيز دارد که همزمان با پخش سريال در خارج از کره وارد بازار شده اند. «اميد» نام يکي از اين نسخه هاست که توسط کلي چن و به زبان کنوني براي پخش در هنگ کنگ خوانده شده است. «عزيز» نسخه ديگري است که آنجلا چانگ به زبان مانداري چيني براي پخش در تايوان خوانده است. «ندا» به خوانندگي تانگ کان و «اميد» به خوانندگي پنج دختر برنده مسابقه خوانندگي هم براي پخش در چين آماده شده اند. فيت کونتا هم نسخه کاملاً متفاوتي را براي فيليپين خوانده است.

متن ترانه

بيا، بيا، بيا براي هميشه(اگر از او بخواهم آيا براي هميشه پيشم خواهد ماند؟)

برو... برو... برو براي هميشه(اگر از او بخواهم آيا براي هميشه ترکم خواهد کرد؟)

هر روز و هر روز منتظرم.(حتي اگر تا ابد هم منتظر بمانم باز هم نمي توانيم با هم باشيم)

نه... نه نمي تواند اينگونه باشد

اگر نمي تواني بيايي مرا با خود به آنجا ببر

مه... مه و صداي کودکي که مي گريد

مي خواهم به خانه بروم نزد پدر و مادري که عاشق شان هستم

مه... مه و آسمان سياه

ستاره ها مي درخشند اما جايي براي قلب پرآشوب من نيست

آه... چه کسي مي تواند مرا به خانه ببرد، خانه اي چنان دور

نترس... نترس عزيزم

يک دسته گل، يک دانه شن تا پايان زمين

نترس... نترس هر چه زودتر بزرگ شو

منتظر آفتاب باش تا اميد بياورد

وقتي مه از آسمان پاک شود کودک خواهد خنديد

آواز بخوان و با اين پدر و مادر حرف بزن

وقتي مه پاک شود آسمان روشن خواهد شد

به آفتاب نگاه کن و اميدوار باش

آه... چه کسي مي تواند مرا به خانه ببرد، خانه اي چنان دور

آه... چه کسي مي تواند مرا به خانه ببرد، خانه اي چنان دور

? موزيکال جواهري در قصر

روزنامه تايمز کره روز 8 مارس 2007 خبر اقتباس موزيکال از سريال جواهري در قصر را منتشر کرد. بنا بر اين خبر کيم سو هيون (به نقش يانگوم) و وون کي يون(به نقش آقاي مين) بازيگران اين پروژه اند. آنها در مراسمي براي افتتاح اين نسخه موزيکال در حضور خبرنگاران براي عکس هاي مطبوعاتي ژست گرفتند.

سانگ سونگ هاون، تهيه کننده اين موزيکال، در مراسم مذکور گفت؛ جواهري در قصر در 50 کشور جهان پخش شده و از اين رو خط داستاني مشهوري دارد و اسم و رسمي براي خود در جهان پيدا کرده است. امروز ما در اينجا بازيگراني از تئاتر چين، تهيه کننده اي از ژاپن و يک کمپاني سنگاپوري را به عنوان همکاران خود در اين پرو ژه داريم.

آنها به موزيکال جواهري در قصر بسيار علاقه مندند و مي خواهند آن را در کشورهايشان نمايش دهند. جواهري در قصر موزيکال مي تواند در گسترش فرهنگ کره در سراسر جهان نقش بزرگي داشته باشد.

کمپاني توليد کننده اين اثر، پي ام سي نام دارد که قبلاً برنامه پرطرفدار «نانتا» را تهيه کرده است. پي ام سي مي گويد امسال با برنامه هايي که در ماه جولاي در داگو و در ماه اوت در مرکز هنرهاي سئونگ نام در جنوب سئول دارد تمرکزش را به روي بازار کره قرار داده است. اين شرکت قصد دارد سال آينده هم برنامه هايي در جنوب شرق آسيا و ديگر کشورها داشته باشد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دخترک کبریت فروش  | 


نقدشخصیت های داستان

سئو يانگ گوم بازيگر؛ لي يانگ آئه

بانويي باهوش که طبيعتي برونگرا دارد و با اين خصلت به راحتي با آدم هاي اطرافش کنار مي آيد. او به رغم مشکلات زيادي که در قصر متحمل شده همچنان با اراده به اهداف خود پايبند است و دست از تلاش برنمي دارد. با همين اراده محکم است که از ارتکاب به اشتباه هم نمي ترسد و خطرهاي زيادي را بر خود هموار مي کند. آنچه شخصيت وي را از ديگر قهرمانان سريال هاي کره اي متمايز مي کند اين است که به رغم مهربان و خوش قلب بودن انسان است و به همين دليل ممکن است از عده اي متنفر و حتي نسبت به آنان انتقام جو باشد. انساني با محاسن و معايب و به عبارت ديگر واقعي و نه انساني يک بعدي و ساختگي.

مين يونگ هو بازيگر؛ جي هين هي

مردي تحصيلکرده با ضريب هوشي بالا که تحصيلات قابل توجه اش را با هنرهاي رزمي آميخته است. او که يک بار توسط يانگوم نجات يافته تحت تاثير هوش و استعداد يانگوم و ميل وافر وي به يادگيري قرار دارد. مين بارها جان خودش را به خاطر يانگوم به خطر مي اندازد.

او را مي توان يک جنتلمن واقعي توصيف کرد. او هميشه نگران و مراقب يانگوم است. هر زمان که يانگوم به تکيه گاهي نياز داشته باشد مين در کنار اوست. وقتي يانگوم را به جزيره مي فرستند مين از سمتش استعفا مي دهد تا در کنار يانگوم باشد و يا وقتي پروتکل را نقض مي کند تا به روستاي قرنطينه شده نزد يانگوم برود.

چوي کيوم يانگ بازيگر؛ هنگ ري نا

او دختري پرخاشجو، سرشار از جاه طلبي و رقيب هميشگي و سرسخت يانگوم است. هر چند عضو طايفه چوي به شمار مي رود شيوه چوي را قبول ندارد و هنوز راه شخصي اش را پيدا نکرده به هويتي مستقل نرسيده است. هوش و استعداد و توانايي هايش اغلب او را با يانگوم شاخ به شاخ مي کند و هميشه هم سعي دارد از يانگوم برتر باشد. اما غرور و طبقه اجتماعي اش قضاوت هاي او را تحت تاثير قرار مي دهد و همين مساله او را از رقيبش عقب مي اندازد. بنابراين برايش راحت تر است که از يانگوم متنفر باشد هر چند که در نهان استقلال و توانايي هاي او را تحسين مي کند. اما در پايان زماني که يانگوم او و طايفه چوي را رسوا مي سازد غيرمستقيم از يانگوم تشکر مي کند که آزادي اش را به وي برگردانده است. مي شود گفت اين دو در شرايطي ديگر مي توانستند دوستان خوبي براي هم باشند.

هان سانگ گونگ- بازيگر؛ يانگ مي کيونگ

آدم مستعدي در هنر آشپزي که مي تواند در هر غذا عناصر تشکيل دهنده آن را به راحتي تشخيص دهد. شخصيتي بسيار جدي و دقيق که هيچ چيز نمي تواند مانع رسيدن وي به اهدافش شود. به رغم داشتن طبيعتي لجوج و سرکش، قلبي مهربان دارد که همزمان نقش معلمي سختگير و مادري مهربان را براي يانگوم ايفا مي کند.

چوي سانگ گونگ- بازيگر؛ کيون مي ري

اهل خانواده اي از طبقه بالاي جامعه که از جواني فوت و فن آشپزي را ياد گرفته است. ذاتاً پرافاده و مغرور است و همه چيز را از وراي غرورش مي بيند. براي رسيدن به اهدافش دست به هر کاري مي زند و تا به مقصودش نرسد دست بردار نيست. هم در افکار و هم در عمل تيز است و بنابراين هميشه يک پله از يانگوم و هان جلوست. ميل شديد وي به قدرت و ارتباطات قوي خانواده اش در دربار سرانجام زندگي وي را به ترا ژدي مبدل کرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دخترک کبریت فروش  | 


گفت وگو با کارگردان جواهري در قصر
جامعه مردسالار

ترجمه، مهرناز مصباح؛ سريال کره اي جواهري در قصر هر جمعه شب ساعت 30/9 از شبکه دوم سيما پخش و شنبه ساعت 45/12 تکرار مي شود. اين سريال که از محبوبيت بسيار زيادي در سراسر جهان برخوردار است و عنوان محبوب ترين سريال کره اي تاريخ را از آن خود کرده در کشور ما نيز طرفداران زيادي دارد تا حدي که برخي مردم از شنيدن اين خبر که قرار است چند قسمت پاياني اين سريال پخش نشود و به عبارتي با سانسور مواجه شود بسيار ناراحتند و در واکنش به اين مساله در اعتراضي اينترنتي شرکت کرده اند. در نظرسنجي سايت سيماي ايران نيز که محبوبيت سريال ها و فيلم هاي پخش شده از تلويزيون کشورمان را مي سنجد جواهري در قصر با آرايي تقريباً برابر با 170 هزار نفر دومين مقام را دارد.

***
خبرهايي مبني بر ساخت دنباله اي براي اين سريال وجود دارد. موضوع چيست؟

متاسفانه اين خبر واقعيت ندارد و شايعه است. بسياري از طرفداران اين سريال اميدوارند ادامه اي براي اين سريال ساخته شود و يانگ آئه در آن به ايفاي نقش بپردازد. اما من قاطعانه مي گويم چنين کاري غيرممکن است. ما در اين سريال به تمامي زوايا پرداخته ايم و ديگر حرف نگفته اي باقي نمانده است. به علاوه لي يانگ آئه سنش بالا رفته و براي اين نقش مناسب نيست. 30 سالگي براي اکثر بازيگران زن و نه فقط در کره سن نامناسبي محسوب مي شود. کسي مثل يانگ آئه پيرتر از آن است که نقش زن جواني را بازي کند و جوان تر از آن که نقش يک مادر را.

پس چه کار بايد بکند؟

مي تواند نقش زني در اواخر دهه 20 يا اوايل دهه 30 را ايفا کند. نقشي مثل يک وکيل، معلم، پزشک، يا روزنامه نگار حرفه اي. اما خب، نمي دانم خودش با اين نظر موافق است يا نه.

به نظرتان اين شايعه چطور پا گرفته است؟

دو سال پيش شبکه ام بي سي از من خواست دنباله اي براي سريال بسازم هر چند قبلاً هم بارها به آنها گفته بودم اين امر غيرممکن است. احتمالاً شايعه از همانجا درز کرده است.

چندي پيش خبرهاي ديگري نيز بر اين مبنا وجود داشت که آئه قرار است نقش يک رئيس جمهور زن را در يک فيلم کره اي بازي کند اما خبر جديدي در اين زمينه دريافت نکرده ايم.

شايد يکي از موانع اين است که آئه دستمزدهاي بسيار بالا پيشنهاد مي کند. اين مساله باعث مي شود تهيه کنندگان قبل از اينکه به وي پيشنهاد بازي بدهند به جاي يک بار دو بار فکر کنند.

اگر ممکن است، ميزان دستمزد وي را هم بگوييد.

او و همينطور بازيگران ديگري مثل بائه يانگ جون و چوي جي وو معمولاً براي بازي در هر قسمت 50 ميليون وون معادل 80 هزار دلار مي گيرند که تقريباً نصف بودجه توليد هر سريال بزرگ محسوب مي شود.

از لحاظ حرفه اي نظر شخصي تان در مورد بازي آئه چيست؟

به نظر من آئه بازيگر درخشاني است. توانايي ايفاي نقش هاي کاملاً متفاوتي را دارد و اين نکته براي يک بازيگر از اهميت بسياري برخوردار است چون باعث مي شود هميشه در يک نقش نماند و تبديل يه کليشه نشود. مثل يک کاغذ سفيد است که مي تواند هر نقشي را به خود بپذيرد. تو رنگ ها را در صفحه مي گذاري و او رنگ ها را به خود مي گيرد. مي تواند گيوم يا يانگوم يا هر کس ديگري باشد. مي تواند از سويي بسيار باهوش و از سوي ديگر بسيار سرد باشد.

کار با آئه در اين سريال چطور بود؟

آئه آدم سختکوش، دلسوز و وظيفه شناسي است که خودش را وقف کار مي کند. من هميشه خيالم از بابت او راحت بود. در ضمن با همه هم رفتاري مهربان و محترمانه دارد. هيون تايک، تهيه کننده، هم از او بسيار راضي است و مي گويد آئه کم حرف، خونسرد و قابل اعتماد است. يکي از بزرگترين محاسن او نيز اين است که مي تواند کاملاً بر روي نقشي که ايفا مي کند تمرکز کند.

يعني هيچ نکته آزاردهنده اي در کار کردن با او وجود نداشت؟

طبيعتاً هيچ آدم بي عيب و نقصي وجود ندارد. آئه هم از اين قاعده مستثني نيست. او هم معايبي دارد. في المثل بعضي اوقات کاملاً کله شق مي شود و هيچ جور نمي شود با او کنار آمد. معمولاً هم دليلش اين است که منطق محض را در پيش مي گيرد و ذره اي انعطاف که لازمه کار انساني است به خرج نمي دهد. از نظر او تمامي نماها بايد کاملاً منطقي باشد وگرنه نمي تواند خودش را وقف نقشش کند.

اما وقتي پاي عشق در ميان باشد که نمي توان منطقي عمل کرد.

متقاعد کردن آئه به اين منظور که بتواند مسائل را از اين زاويه ببيند اصلاً کار راحتي نيست. مثلاً در نمايي که يانگوم براي نخستين بار احساساتش را نسبت به او که دوستش دارد ابراز مي کند، همان نمايي که در غروب خورشيد و در ساحل مي گذرد آئه اصرار داشت که عشقش را اينچنين آشکار بيان نکند. مدت زيادي طول کشيد تا بتوانيم نظرش را عوض کنيم. براي متقاعد کردنش گفتم آدم بايد در عشق صادق باشد اما او در پاسخم مي گفت اين منطقي نيست.

پس نتوانستيد قانعش کنيد؟

باز هم براي متقاعد کردنش قطعه اي از يک رمان کره اي دهه 80 را برايش نقل کردم. اين رمان درباره زني است که زماني به مردي که دوست داشت خيانت کرد اما بعد از مدتي نزد او برگشت. زن از مرد خواست که او را ببخشد اما مرد به او گفت دوستش دارد و جمله «دوستت دارم» معادل هزار بار گفتن «تو را بخشيدم» است. بالاخره به اين شيوه توانستم قانعش کنم که وقتي عاشق باشي هر چيزي ممکن است. آئه اينگونه است. اگر نتواند مساله اي را به طور کامل درک کند از پس بازي در آن موقعيت هم برنمي آيد.

با اين توصيفات مدام در حال صحبت با او و قانع کردنش بوده ايد.

تقريباً همين طور است. چون هر وقت اتفاقي شبيه به اين مي افتاد بايد مدتي با او صحبت مي کردم تا بلکه قانع شود.

بايد کار طاقت فرسايي باشد.

نه لزوماً. چون اولاً بازي دست اول و گيراي آئه به زحمت هايش مي ارزد و ثانياً اينکه هميشه از اين مشکلات پيش نمي آمد. هر چه که فيلمبرداري جلوتر مي رفت کار راحت تر پيش مي رفت چون ياد گرفته بود که به من اعتماد کند و به حرف هايم گوش دهد.

ولي احتمالاً مواردي هم بوده که بنا به ويژگي هاي شخصيتي اش نتواند به حرف هايتان تمام و کمال گوش کند. اينطور نبود؟

البته چنين مواردي هم وجود داشت که دل به گوش دادن نمي سپرد. يک بار واقعاً از کارش شگفت زده شدم. در حال فيلمبرداري نمايي در سرمايي يخبندان بوديم. در آن زمان هيچ صحنه اي نبود که آئه قرار باشد بازي کند اما در آن سرماي منجمد کننده ايستاده بود تا فقط بقيه بازيگران را در نماي خروجي ببيند. به آئه گفتم برو داخل و منتظر بمان، هر وقت نوبت نماي تو شد صدايت مي کنيم. اما قبول نکرد.

فهميديد دليلش براي اين کار چيست؟

مي گفت فقط در صورتي مي تواند در نقشش فرو برود که آنجا بماند و تماشا کند. واقعاً بعضي اوقات لجباز و کله شق مي شود.

کله شقي و لجبازي اش را نقطه ضعفش مي دانيد؟

نه لزوماً. شايد همين لجبازي است که باعث شده تا نرسيدن به نقطه اوج دست بردار هيچ تلاشي نباشد و شايد با همين ويژگي ها است که توانسته به يکي از برترين ستارگان امروز سينماي کره تبديل شود.

از تاثيرات اين سريال بر جامعه تا چه حد باخبريد؟

ظاهراً اين سريال رکورد بيشترين بيننده را در سال 2005 در هنگ کنگ داشته و در بسياري از کشورهاي جهان به ويژه کشورهاي آسيايي استقبال خوبي از آن شده است. چندي پيش هم شنيدم که جواهري در قصر قرار است وارد کتاب هاي درسي مدارس هنگ کنگ شود. سازمان توريسم کره اعلام کرده 43 کارمند و دانش آموز يک مدرسه ابتدايي کاتوليک در هنگ کنگ از کره ديدن کرده و به مدت چهار روز در آنجا اقامت کرده اند تا مقدمات چاپ اين کتاب را فراهم کنند. محوريت اين کتاب هم قرار است فرهنگ کره باشد. ظاهراً هنگ کنگ بيش از هر جاي ديگري از آن تاثير پذيرفته، چون خبر ديگري هم در اين باره شنيدم که مدرسه اي در هنگ کنگ با استفاده از شخصيت يانگوم به دانش آموزانش درس زندگي مي دهد.

از جزئيات اين برنامه هم خبر داريد؟

بله از آنجا که بسيار برايم جالب بود مساله را پيگير شدم. بنا به گفته مدير اين مدرسه جواهري در قصر را به عنوان الگويي براي اجراي نمايش هايي در کلاس به کار گرفته اند. در اين نمايش ها دانش آموزان موقعيت هاي زندگي واقعي را بازسازي مي کنند و روي اين مساله که شخصيت اصلي داستان چطور بايد با مسائل اش مواجه شود بحث و بررسي مي کنند.

نظر مقامات اين مدرسه نسبت به سريال چيست؟

مدير بخش تعليمات مدني اين مدرسه درباره سريال مي گفت؛ يانگوم در اين سريال توانايي ها، ارزش ها و کيفياتي را دارد که ما دوست داريم کودکان مان داراي آنها باشند. از اين رو سعي کرده ايم با الگوبرداري از اين سريال به توسعه اين توانايي ها در کودکان مان بپردازيم.

در اين برنامه به تحليل شخصيت هاي سريال هم پرداخته شده است؟

بله آنها با نگاهي کاملاً روانشناسانه و روانکاوانه به تحليل شخصيت ها به ويژه يانگوم پرداخته اند تا معايب و محاسن انسان ها را براي کودکان تشريح کنند. همين مسائل است که «موج کره اي» را در کشورهاي آسيايي راه انداخته است.

موج کره اي؟

بله. همين جرياني که فرهنگ کره اي را در ميان مردم ملل مختلف محبوب کرده و از بازيگرانش هم ستاره هاي جهاني ساخته است. در اين ميان شخصيت يانگوم به عنوان کسي که اراده اي محکم دارد و هيچ مانعي نمي تواند او را از رسيدن به هدفش بازدارد بيش از هر چيزي مردم را به خود جذب کرده است. نکته جالب ديگري که اعضاي مدرسه مذکور به آن توجه کرده بودند موفقيت يانگوم به عنوان زن در يک جامعه مردسالار است. آنها در تحليل هايشان اين شخصيت را بسيار مي ستايند چون توانسته خلاف جريان حاکم حرکتي موفق داشته باشد و از همين رو او را الگويي براي دخترانشان مي دانند. دانش آموزان اين سريال بعضي اوقات دقيقاً موقعيت هاي سريال را اجرا مي کنند و حتي لباس هايي مشابه شخصيت هاي سريال مي پوشند. شبکه اي از تلويزيون کره که توليدکننده اين سريال است اين اجازه را به مدرسه داده که در کلاس پنج دقيقه از سريال را پخش کنند. در واقع اين کلاس هم کلاس فيلمسازي است و هم کلاس زندگي که معلمان همزمان با پخش بخش هايي از سريال موقعيت هاي هم سينمايي و هم واقعي آن را براي کودکان تشريح مي کنند.

از نظر شما تفاوت اين سريال با ديگر سريال هاي کره اي در چيست؟

سريال هاي کره اي معمولاً خلاقانه نيستند و فقط به بيننده اجازه مي دهند که مشکلات روزمره اش را فراموش کند و چند دقيقه اي را خوش باشد. فکر مي کنم جواهري در قصر اين نقص را نداشت و با خلاقيتش توانست مردم را به خود جذب کند.

ويژگي يک کار خوب داستاني را چه مي دانيد؟

يک درام خوب بايد ذهن بيننده را به کار گيرد و افکارش را توسعه دهد. اگر تهيه کننده ها روانشناسي ذات مردم را درک مي کردند خيلي عالي مي شد. سورين مي گويد؛ خلاقيت در داستان بسيار مفيد است و مي تواند جامعه را تغيير دهد. اما اين مساله به تهيه کننده بستگي دارد. اينکه آيا مي خواهند به کشف اين ابعاد بپردازند و اينکه آيا اصلاً توانايي انتقال آن را به مخاطب دارند يا نه.

سورين روناکيت، استاد روانشناسي دانشگاه تاماسات، معتقد است داستان موفق داستاني است که نيازهاي عاطفي و فکري مردم را مرتفع مي کند. از نظر وي اين داستان ها بايد ترکيبي از عناصر مختلف فرهنگي و اجتماعي باشند.

ديگر عوامل موفقيت کارتان را چه مي دانيد؟

يکي از عوامل بسيار مهم در موفقيت اين سريال پيچش ها و شرايط غيرمنتظره اي بود که در آن وجود داشت. در حالي که سريال هاي کره اي معمولاً پايان هاي قابل حدس و مشخصي دارند که بيننده را با خود همراه نمي کند.

در مورد پيشبرد داستان چه برنامه اي داشتيد؟

مديران تلويزيون به ما گفته بودند که داستان را سريع پيش ببريم تا مبادا بينندگان شان را از دست بدهند. اما حتي در مواقعي که نمي توانستيم داستان را خيلي سريع پيش ببريم آنقدر اتفاقات غيرمنتظره در داستان رخ مي داد که بتواند مخاطبش را حفظ کند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دخترک کبریت فروش  | 


خانوم لی این نامه رو به دوستداران یانگوم بزرگ نوشته.حتما بخونید.

 

حالتون چه طور است؟

من لی یانگی هستم.

بعد از دائی جانجیم ما دو بار توسط شبکه ی اینترنتی با هم ارتباط داشتیم.

بعضی از افراد سوالاتی داشتند که من دیدم.

سال پیش از همین روش من بسیار به اینجا می امدم و قوت قلب پیدا می کردم از دوستان عزیزم،

از صمیم قلب ازشون متشکرم

شما همیشه در حق من مهربانی و دلسوزی می کنید در حق کسی که واقعا احتیاج دارد

و من بعد از اظهار لطف شما همیشه لبخند می زنم

دوباره از شما ممنونم و به شما تعظیم می کنم

این باعث شرم من است و این رو به حساب تعارف نگذارید که احساسات واقعی از ته قلبم است

من برای همگی امیدوارو که در کارهایتان موفق باشید و همچنین سلامت بمانید( سلامتی بهترین نعمت است) و لطفا هرگز لبخند و اعتماد به نفستان را از دست ندهید

و دعا می کنم که خداوند به شما کمک کند تا همیشه مثبت اندیش باشید

من خیلی متاسفم که نمی توانم با همه ی شما باشم با کسانی که از جاهای دور امده اند و وقت گرانبهایشان را با من تقسیم کردند

امیدوارم که همیشه در روابطتان موفق باشید و با دوستان عشق و محبت دو طرفه داشته باشید و قدم به قدم به جلو بروید

من برای شما دعا می کنم و امیدوارم همیشه لبخند بر لبتان باشد و بدانید که شما همگی در قلب من هستید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دخترک کبریت فروش  | 


 من نویسنده جدیدم امید وارم از عکس خشتون بیاد!!!

لي يونگ اِ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط الکساندر  | 


سلام.

از غیبت چند روزم معذرت میخوام...درعوض امروز براتون چند تا عکس از بازیگر جدید سریال شین بی گذاشتم.

چه قدرخوش خنده ست!

شين بي خوش خنده

اين شين بي خودمه...

اين شين بي خودمه...

واي چه ماماني!

واي چه ماماني!

مبارکه ايشاا...

مبارکه ايشاا...

واي ترسيدم!

واي ترسيدم!

اين دفعه به شماها نگاه ميکنه...

نگاه شين بي

خب ديگه...من منم

خب ديگه...من منم

به دور دست ها مي نگرد!

به کجا نگاه مي کني؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دخترک کبریت فروش  | 


نگاش کن چه نازه

نگاش کن چه نازه

به به خانوم عينکم مي زنن...

به به خانوم عينکم مي زنن...

نازي...

نازي

مثل اين که شماهم خانوم دکترمي شين

شين بي پزشک مي شود

داره به من نگاه مي کنه

داره به من نگاه مي کنه

چه گردنبند شيکي...

شين بي

خيلي جووني...يه وقت چشم نخوري!

خيلي جووني...يه وقت چشم نخوري!

الان مضطربه!

شين بي مضطرب

قربون خنده هات...

قربون خنده هات...

نه بابا يارو مسيحيه!!!

نه بابا يارو مسيحيه!!!

واقعا مظلومه...

و شين بي مي خندد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دخترک کبریت فروش  | 


به چي نگاه مي کني؟

به چي نگاه مي کني؟

به به خانوم دکتر

به به خانوم دکتر

يانگوم چه قدر کوچولو شدي!

يانگوم چه قدر کوچولو شدي!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دخترک کبریت فروش  | 



*
*
*
*